تبلیغات
▬•♠♣♥ رویاهای من ♥♣♠•▬ - مطالب بانو شهرزاد
 
▬•♠♣♥ رویاهای من ♥♣♠•▬
این صفحه را باز نکنید!!! چیزی در ▬•♠♣♥ رویاهای من ♥♣♠•▬ من نیست
شنبه 31 فروردین 1392 :: بانو شهرزاد
برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم عشق پنهان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان
شاعر:سعدی شیرازی




نوع مطلب : دفتر شعر (متفرقه)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 آبان 1391 :: بانو شهرزاد
یا حسین آنکه دل از غیر تو ببرید منم
آنکه لاجرعه میء مهر تو نوشید منم


آنکه از شوق به هنگام ولادت چون شمع
عوض گریه در آغوش تو خندید منم

آنکه همراه تو آمد به صف کربلا


پا به پای تو صمیمانه بکوشید منم
آنکه خون شد دلش از مهنت ایام ولی

جامهء قبر به تن بهر تو پوشید منم

 
روز عاشورا و به هنگام وداع آخر
آنکه پروانه صفت دور تو گردید منم


آنکه چون لالهء زنبور ز شمشیر ستم
جسم عریان تو اغشته به خون دید منم
آنکه پروانه صفت دور تو گردید منم
نشنیدس کسی از سر ببریده سخن


آنکه صوت ملکوتی ز تو بشنید منم
آنکه با چوبهء محمل سر خود را بشکست

تا سر غرق به خون ازسر نی دید منم


جنگ با اسلحه کار تو و یاران تو بود
آنکه با تیغ زبان بحر تو جنگید منم



یا حسین آنکه دل از غیر تو ببرید منم
آنکه لاجرعه میء مهر تو نوشید منم







نوع مطلب : بانو شهرزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 19 تیر 1391 :: بانو شهرزاد
مــن  غلام  قمــرم ، غیـــر  قمـــر  هیــــچ  مگو
پیش مـــن جــز سخن شمع و شكــر هیچ مگو
سخن رنج مگو ،جز سخن گنج مگو
ور از این بی خبری رنج مبر ، هیچ مگو
دوش دیوانه شدم ، عشق مرا دید و بگفت
آمـــدم ، نعـــره مــزن ، جامه مـــدر ،هیچ مگو
گفتــم :ای عشق مــن از چیز دگــر می ترســم
گــفت : آن  چیـــز  دگـــر  نیست  دگـر ، هیچ  مگو
من  به  گــوش  تـــو  سخنهای  نهان  خواهم  گفت
ســر بجنبـــان كـــه بلـــی ، جــــز كه به سر هیچ مگو
قمـــری ، جـــــان  صفتـــی  در  ره  دل  پیــــــدا  شـــد
در  ره  دل  چـــه  لطیف  اســت  سفـــر  هیـــچ  مگــو
گفتم : ای دل چه مه است ایــن ؟ دل اشارت می كرد
كـــه  نـــه  اندازه  توســت  ایـــن  بگـــذر  هیچ  مگو
گفتم : این روی فرشته ست عجب یا بشر است؟
گفت : این غیـــر فرشته ست و بشــر هیچ مگو
گفتم :این چیست ؟ بگو زیر و زبر خواهم شد
گــفت : می باش چنیــن زیرو زبر هیچ مگو
ای نشسته در این خانه پر نقش و خیال
خیز از این خانه برو،رخت ببر،هیچ مگو
گفتم:ای دل پدری كن،نه كه این وصف خداست؟
گفت : این  هست  ولـــی  جان  پدر  هیچ  مگو
مولوی




نوع مطلب : دفتر شعر (مولانا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : شهرزادستان...، تعطیلات آخر هفته،
چهارشنبه 24 خرداد 1391 :: بانو شهرزاد

دوستم داشته باش ، دوستم داشته باش

بادها دلتنگند ، دستها بیهوده ، چشمها بیرنگند

دوستم داشته باش

شهر ها میلرزند ، برگها میسوزند ، یادها میگندند

باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز ، آشتی کن با رنگ ، عشق بازی با ساز

دوستم داشته باش

سیبها خشکیده ، یاسها پوسیده ، شیر هم ترسیده

دوستم داشته باش

عطرها در راهند ، دوستت دارم ها ، آه ... ، چه کوتاهند

دوستت خواهم داشت ، بیشتر از باران ، گرم تر از لبخند ، داغ چون تابستان

دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد ، ناب تر روشن تر بارور خواهم شد

دوستم داشته باش

برگ را باور کن ، آفتابی تر شو ، باغ را از بر کن

دوستم داشته باش

عطرها در راهند ، دوستت دارم ها ، آه ... ، چه کوتاهند

خواب دیدم در خواب ، آب آبی تر بود ، روز پر سوز نبود ، زخم شرم آور بود

خواب دیدم در تو ، رود از تب میسوخت ، نور گیسو میبافت ، باغچه گل میدوخت

دوستم داشته باش

عطرها در راهند ، دوستت دارم ها ، آه ... ، چه کوتاهند

"شهیار قنبری"





نوع مطلب : دفتر شعر (متفرقه)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : عشق یعنی...، تعطیلات آخر هفته،
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 :: بانو شهرزاد
می گویند:  “مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت:
فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو. . .  چه محشری می شوند!


آقای “اینشتین”در جواب نوشت:
ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم.
واقعا هم که چه غوغایی می شود!
ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود!

.
روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:
آقای شاو! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است
برنارد شاو هم سریع جواب میدهد:
بله! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!
.
.
.
روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:
«شما برای چی می نویسید استاد؟ »
 برنارد شاو جواب داد:
«برای یک لقمه نان»
نویسنده جوان برآشفت که:
«متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم! »
وبرنارد شاو گفت:
«عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم! »
.
.
.
یه روز چرچیل در مجلس عوام سخنرانی داشت.
یه تاکسی می گیره، وقتی به محل می رسن، به راننده میگه
اینجا منتظر باش تا من برگردم.
راننده میگه
نمیشه، چون میخوام برم خونه و سخنرانی چرچیل را گوش کنم.
چرچیل از این حرف خوشش میاد وبه راننده ۱۰ پوند میده.
راننده میگه:
گور بابای چرچیل، هر وقت خواستی برگرد!
.
.
.
نانسى آستور – (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سختکوشى و جسارتهایش بدست آورده بود) -
روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل  رو کرد و گفت:
من اگر همسر شما بودم توى قهوه‌تان زهر مى‌ریختم.
چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز):
من هم اگـر شوهر شما بودم مى‌خوردمش
.
.
.
میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته… رد می شده…
که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه…
بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه
من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه…
چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه
ولی من این کار رو می کنم!




نوع مطلب : بانو شهرزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : عشق یعنی...، تعطیلات آخر هفته،
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 :: بانو شهرزاد
























نوع مطلب : عکسهای ماندگار (طنز)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : عشق یعنی...، تعطیلات آخر هفته،
شنبه 16 اردیبهشت 1391 :: بانو شهرزاد
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.

تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتش‌بار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده‌ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار

شاعر:فریدون مشیری

خواننده:محمدرضا شجریان





نوع مطلب : دفتر شعر (فریدون مشیری)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : عشق یعنی...، تعطیلات آخر هفته،
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: بانو شهرزاد
10 هزار فرانک معادل 83 یورو که در سال 1985 منتشر شده است و در فرانسه پلونزی و کالدونیای جدید از آن استفاده می شود.


50 هزار دوبراس متعلق به جزایر سنت توماس اند پرینس در خلیج گینه


100 فرانک سوئیسی در منطقه ایتالیایی سوئیس



5 دلاری نیوزیلندی

هنگ کنگ



5000 هزاری ایسلندی

500 کرون ایسلندی





نوع مطلب : دانستنی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : عشق یعنی...، تعطیلات آخر هفته،
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: بانو شهرزاد
 
ادرار گربه زیر نور سیاه میدرخشد.
 
تعداد چینیهایی که انگلیسی بلدند از تعداد امریکایی هایی که انگلیسی بلدند بیشتر است.
دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرط اینکه طرفین خون خود را به گردن بگیرند .
 
فیلها تنها حیواناتی هستند که نمیتوانند بپرند .
 
هر بار که یک تمبر را میلیسید 1/15 کالری انرژی مصرف میکنید .
 
فوریه سال 1865 تنها زمانی بود که ماه کامل نشد .
 
کوتاهترین جمله کامل در انگلیسی am است .
 
اگر عروسک باربی رازنده تصور کنید سایزش 33-23-39 . قدش 2متر و 15 سانتیمتر خواهد بود با گردنی 2 برابر بلندتر از یک انسان نرمال.
 
تمام خرسهای قطبی چب دست هستند .
 
اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید کم کم رنگش سفید میشود.
 
اگر به طور مداوم 8سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کرده اید .
 
در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را میکنند حتی مژه و ابرو .
 
کوتاهترین جنگ در تاریخ در سال 1896 زانزیبارو انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید .
 
در 4000 سال گذشته هیچ حیوانی رام نشده بود .
 
هیچ وقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی .
 
تعداد انسانهایی که به وسیله خر کشته میشوند از تعداد انسانهایی که در سانحه هواپیمایی میمیرند بیشتر است .
 
چشمهای ما از بدو تولد همین اندازه بوده اند اما رشد دماغ و گوش ما هیچ وقت متوقف نمیشود .
 
هر تکه کاغذ را نمیتوان بیش از 9 بار تا کرد .
 
در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است به اندازه ای سنگ به کار رفته که میتوان با آن دیوار آجری به ارتفاع 50 سانتیمتر دور دنیا ساخت .
 
اگر تمام رگهای خونی را در یک خط بگذارند تقریبا 97000 کیلومتر میشود (در یک انسان ) .
 
وقتی مگس روی یک میله فولادی مینشیند میله فولادی به اندازه دو میلیونیم میلیمتر خم میشود .
 
امریکا تا 50 میلیون سال دیگر دو نیم خواهد شد .
 
عدد2520 را میتوان به اعداد 1 تا 10 تقسیم نمود بدون آنکه خارج قسمت کسری داشته باشد .
 
رودخانه گنگ برای هندوها مقدس است و هر سال مردم زیادی برای پاک شدن وتطهیر خود را در آن میشویند در حالیکه فاضلاب صد شهر و روستا و میلیونها تن مواد سمی و زاید کارخانه ها وارد این رودخانه میشود .
 
انسان در روز به طور متوسط 15 هزار بار پلک میزند.
 
آقایون در روز 40 تار مو و خانمها 70 تار مو از دست میدهند البته بیشتر آنها دوباره جایگزین میشود .
 
30 برابر جمعیتی که امروز بر سطح کره زمین زندگی میکنند در زیر خاک مدفون شده اند .
 
تنها قسمت بدن که در آن خون جریان ندارد قرنیه چشم است .
 
با یک مداد میتوان خطی به طول 58 کیلومتر کشید .
 
شبیه بودن دو اثر انگشت به یکدیگر یک به 64 میلیارد است .
 
عقربها تنها موجوداتی هستند که اشعه رادیواکتیویته تاثیری به آنها ندارد و جالبتر اینکه عقربها دو دشمن دارند یکی نوعی سار و دیگری مگس .
 
شیشه به ظاهر جامد به نظر میرسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت میکند .
 
مار اناکوندا تنها نمونه افعی است که بچه میزاید .
 
با از دست دادن فقط یک در صد از آب بدن احساس تشنگی میکنید .
 
ناخنهای دست چهار برابر سریعتر از ناخنهای پا رشد میکند .
 
دهان انسان روزانه یک لیتر بزاق تولید میکند .
 
ما به طور متوسط روزانه 5 هزار کلمه صحبت میکنیم که هشتاد در صدش با خودمان است .
 
در زبان عربی برای کلمه شمشیر 850 واژه مختلف وجود دارد .
 
ملکه موریانه 50 بار بزرگتر از جفت مذکور است .
 
افراد قبیله مبوتسی از کشور زئیر کوتاه قدترین انسانهای روی زمین هستند . قد آنها 135 تا 137 سانتیمتر است .
 
چین اولین کشور جهان است که از پول کاغذی استفاده کرد .
 
انگشت سبابه از سایر انگشتان دست حساس تر است .
 
شن خیس از شن خشک سبکتر است .
 
مغولستان بزرگترین کشور جهان است که به دریا و اقیانوس راه ندارد .
 
اعصابی که در بدن شما قرار دارد به اندازه زمین تا ماه است .




نوع مطلب : دانستنی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : عشق یعنی...، تعطیلات آخر هفته،
چهارشنبه 30 فروردین 1391 :: بانو شهرزاد
صداکن مرا.
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید.

درابعاد این عصرخاموش
من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم.
بیا تا برایت بگویم چه انداره تنهایی من بزرگ است.
وتنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد.
وخاصیت عشق اینست.

کسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.
بیا با هم ازحالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم.
ببین، عقربکهای فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کنند.
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام.
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.

مراگرم کن
در این کوچه هایی که تاریک هستد
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم.
من از سطح سیمانی قرن می ترسم.
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه
جرثقیل است.
مرا بازکن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر
معراج پولاد.
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات.
اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو، بیدار
خواهم شد.
و آن وقت
حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم ، و افتاد.
حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم، و تر شد.
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.
در آن گیر و داری که چرخ زره پوش از روی رویای
کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی
بست.
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.
چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.


و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش استوا گرم،
ترا در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید.
"سهراب سپهری"




نوع مطلب : دفتر شعر (سهراب سپهری)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : عشق یعنی...، تعطیلات آخر هفته،


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


رویاهای من جای دوری نیست
همین نزدیکی هاست
پشت تپه هایی از خاطره ها
آنجا که خورشیدش رنگ غروب دارد و شعله هایش دم از طلوع می زند
رویاهای من نزدیک است
آنجا که پروانه پیوند عاشقی با شمع زده است
زنبور به عروسی گل رفته است
کبوتر با باز هم می تواند باشد
رویاهای من شهری ست پر از آدمهای رنگی
خانه ی دوست را می توان در کوچه هایش دید
و در هر خانه ای بوی نان برشته می آید
رویاهای من زیباست
همه جایش خوب و قشنگ
و پنجره ای که رو به سوی شقایق دارد
رویاهای من شهر عشاق است
با یک سبد گل لاله
و هزاران حرفهای دلپسند
به رویاهای من خوش آمدی

مدیر وبلاگ : داداش محسن
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :