تبلیغات
▬•♠♣♥ رویاهای من ♥♣♠•▬ - ایرانی ها در اون دنیا(داستان طنز جالب)
 
درباره وبلاگ


رویاهای من جای دوری نیست
همین نزدیکی هاست
پشت تپه هایی از خاطره ها
آنجا که خورشیدش رنگ غروب دارد و شعله هایش دم از طلوع می زند
رویاهای من نزدیک است
آنجا که پروانه پیوند عاشقی با شمع زده است
زنبور به عروسی گل رفته است
کبوتر با باز هم می تواند باشد
رویاهای من شهری ست پر از آدمهای رنگی
خانه ی دوست را می توان در کوچه هایش دید
و در هر خانه ای بوی نان برشته می آید
رویاهای من زیباست
همه جایش خوب و قشنگ
و پنجره ای که رو به سوی شقایق دارد
رویاهای من شهر عشاق است
با یک سبد گل لاله
و هزاران حرفهای دلپسند
به رویاهای من خوش آمدی

مدیر وبلاگ : داداش محسن
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
▬•♠♣♥ رویاهای من ♥♣♠•▬
این صفحه را باز نکنید!!! چیزی در ▬•♠♣♥ رویاهای من ♥♣♠•▬ من نیست




میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که: آخه خدا، این چه وضعیه؟ ما یک عده ایرونی توی بهشت داریم که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! بجای پابرهنه راه رفتن کفش نایک و آدیداس درخواست میکنن. هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون ‘بنز’ یا ‘ب ام و’ یا ‘تویوتا لکسوز’ جائی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده… یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد!
 آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم… امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی… دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقیه میفروشن. چند تاشون کوپن جعلی بهشت درست کردن و به ساکنین بخت برگشته جهنم میفروشن. چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک شمال بهشت میکنن. یک سری شون حوری های بهشت را با تهدید آوردن خونه شون و اونارو “سرکار” گذاشتن و شیتیلی میگیرن. بقیه حوری ها هم مرتب میگن ما رو از لیست جیره ایرانیها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شدیم و از ریخت افتادیم.اتحادیه غلمان ها امضاء جمع کرده که اعضا نمیخوان به دیدن زنان ایرانی برن چون اونقدر آرایش کردن و اسپریمو و ماسک و موس و . . . به سرشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده و فیوزش سوخته در ضمن خانمهای ایرونی از غلمانها مهریه و نفقه میخوان. بعضی از اونها هم رفتن تو کار آرایش بقیه و کاسبی راه انداختن: موهاشون رو هزار و یک رنگ میکنن، تتو میکنن، ناخن میکارن و از این جور قرتی بازیهاهفته پیش هم چندمیلیون نفر تو چلوکبابی ایرانیها مسموم شدن و دوباره مردن. چند پزشک ایرونی هم بند کردن به حوری ها که الا و بلا بیایید دماغاتونو عمل کنیم، گونه بکاریم، ساکشن کنیم و از این کلک ها . . .
خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیها هم مثل بقیه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نیست! برو یک زنگی به شیطون بزن تا بفهمی دردسر واقعی یعنی چی!!!جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان… دو سه بار میره روی پیغام گیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بخش ایرانیان بفرمایید؟ جبرئیل میگه: آقا مثل اینکه خیلی سرت شلوغه؟شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه… این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا! میخوام خودمو بازنشست کنم. شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رومیکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن! تا دو ماه پیش که اینجاهر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!… حالا هم که… ای داد!!! آقا نکن! بهت میگم نکن!!! جبرئیل جان، من برم …. اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن… یک عده شون بازار سیاه مواد سوختی بخصوص بنزین راه انداختن. چند تا پزشک ایرونی در جهنم بیمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبلیغ میکنن و این شدیدا ممنوعه. چندتاشون دفتر ویزای مهاجرت به بهشت باز کردن و ارواح مردمو خر میکنن. بلیت جعلی یکطرفه بهشت هم میفروشن. یک سری شون وکیل شدن و تبلیغ میکننکه میتونن پیش ن***** و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجدید نظربدن. چند تاشون که روی زمین مهندس بودن میگن پل صراط ایراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم. دارن امضا جمع میکنن که پل باید پهن تر بشه.چند هزار تاشون هم هر روز زنگ میزنن به ۱۱۸ جهنم و تلفن وآدرس سفارتهای کانادا و آمریکا رو میپرسن چون میخوان مهاجرت کنن. هر روز هزاران ایرونی زنگ میزنن به اطلاعات و تلفن آتش نشانی و اورژانس جهنم رو میخوان. الان مراجعه داشتم میگفت ما کاغذ نسوزمیخواهیم که روزنامه اپوزیسیون بیرون بدیم. ببخش! من برم، بعدا صحبت میکنیم.. چند تا ایرونی دارن کوپون جعلی کولر گازی و یخچال میفروشن… برم یه چماقی بچرخونم.

منبع : سایت وروجک




نوع مطلب : دفتر طنز، 
برچسب ها : دفتر، طنز، اون دنیا، بهشت و جهنم، ایرانی ها، بهشت، جهنم، خنده دار، جالب، خواندنی، سرگرمی،
لینک های مرتبط : تعطیلات آخر هفته، عشق یعنی...،


پنجشنبه 23 شهریور 1391 :: نویسنده : داداش محسن
نظرات ()
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 07:08 ق.ظ
I love it when individuals come together and share thoughts.

Great blog, keep it up!
شنبه 2 اردیبهشت 1396 07:24 ب.ظ
Quality content is the key to attract the visitors to go to see the site, that's
what this website is providing.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 05:05 ق.ظ
Heya i'm for the first time here. I found this board and I find It really useful & it helped me out a lot.
I hope to give something back and aid others like
you helped me.
جمعه 25 فروردین 1396 12:55 ب.ظ
Good information. Lucky me I discovered your blog by accident (stumbleupon).
I've saved it for later!
جمعه 25 فروردین 1396 03:43 ق.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but I find this topic to
be really something which I think I would never understand.
It seems too complicated and very broad for me. I'm looking forward for your next post,
I will try to get the hang of it!
دوشنبه 21 فروردین 1396 02:40 ب.ظ
Hi there! Do you know if they make any plugins to safeguard against hackers?
I'm kinda paranoid about losing everything
I've worked hard on. Any tips?
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:35 ب.ظ
Wow, fantastic blog layout! How long have you been blogging for?
you make blogging look easy. The overall look of your website is wonderful,
as well as the content!
پنجشنبه 30 شهریور 1391 10:39 ق.ظ
سلام
مرسی خوبم شما خوبی؟
راه گم کردین افتخار دادین سری به ما زدین خوشحال شدم بی نهایت
پنجشنبه 30 شهریور 1391 10:17 ق.ظ
ازانتهای خیالت تاهرکجابروی بازهم به هم میرسیم.زمین بیهوده گردنیست!....

سلامی گرم به شماداداشی عزیزما.ممنون ازحضورتون که مارو خیلی خوشحال کرد.این مطلب شمافوق العاده بود.واقعا یه مطلب عالی بود.ممنونبازهم به ماافتخاربدید داداشی گل ما....پیروزباشید.
چهارشنبه 29 شهریور 1391 02:03 ب.ظ
_______________%%
______________%%%
_____________%%%%%
_____________%%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%__%%
_____________%%%__%__%
_____________%%%___%__%
_____________%%%___%___%
_____________%%%___%____%
_______%%____%%%__%____%
______%__%__%%%%%%__%%
______%___%%_____%____%%
_______%____%%%%%_%%
________%___________%%
_________%_________%%
_________%%________%%
________%%_________%%%
_______%%___________%%%
______%%______________%%
_____%%________________%%
_____%%_________________%%
_____%%%________________%%
______%%_______________%%%
_______%%%____________%%%
_________%%%%________%%%
___________%%%%%%%%%



چهارشنبه 29 شهریور 1391 01:57 ب.ظ
سلام اقای اکرامی!
حال شما چطوره؟
خیلی لطف کردین ک به وبلاگ حقیر من من اومدین!
خوشحالم کردید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.