تبلیغات
▬•♠♣♥ رویاهای من ♥♣♠•▬ - خداوند گریه کرد
 
درباره وبلاگ


رویاهای من جای دوری نیست
همین نزدیکی هاست
پشت تپه هایی از خاطره ها
آنجا که خورشیدش رنگ غروب دارد و شعله هایش دم از طلوع می زند
رویاهای من نزدیک است
آنجا که پروانه پیوند عاشقی با شمع زده است
زنبور به عروسی گل رفته است
کبوتر با باز هم می تواند باشد
رویاهای من شهری ست پر از آدمهای رنگی
خانه ی دوست را می توان در کوچه هایش دید
و در هر خانه ای بوی نان برشته می آید
رویاهای من زیباست
همه جایش خوب و قشنگ
و پنجره ای که رو به سوی شقایق دارد
رویاهای من شهر عشاق است
با یک سبد گل لاله
و هزاران حرفهای دلپسند
به رویاهای من خوش آمدی

مدیر وبلاگ : داداش محسن
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
▬•♠♣♥ رویاهای من ♥♣♠•▬
این صفحه را باز نکنید!!! چیزی در ▬•♠♣♥ رویاهای من ♥♣♠•▬ من نیست




 

med_Looking-for-God.jpg



خداوند گریه کرد
زمانی که بنده اش
آنی که اشرف مخلوقات خواندش و دردانه جهان خلقت شد
اینچنین کبر و غرور سر تا پای وجودش را گرفت.
خداوند گریه کرد
زمانی که بنده ای که خدا خالق آن بود بر بنده دیگرش ظلم و عناد کرد.
خداوند گریه کرد
لحظه ای که بنده ای از بندگانش دل بنده ای دیگر را شکست.
خداوند گریه کرد
لحظه ای که آنچه می پنداشت، شد آنچه که هست.
خداوند گریه کرد
زمانی که دید این بنده همان بنده ای است که با آهنگ صور اسرافیل خاکش را ساخت
و
اینک بر سر خاک و مال، جنگ و خونریزی است.
خداوند گریه کرد
زمانی که وجود بی ارزش این خاک را با روح خداوندی زنده کرد
اما اکنون همان بنده ارزش روح خداوندی را با وابستگی به هیچ های زمین فراموش کرده است.
خداوند گریه کرد
زمانی که این جسم مملو از روح را سرتاسر مملو از عشق الهی کرد
اما هم اکنون هر آنچه عشق می نامندش به هوس می رود.
خداوند گریه کرد
زمانی که دید عشق داده بودم برای آرامش،
دل داده بودم برای سپردن
گل برای هدیه
اما اکنون همه چیز
ریا و تزویر و دروغ...
خداوند گریه کرد
زمانی که گفته بود با هم باشید، به هم عشق بورزید و از آن لبریز شوید
از آنچه در دنیا به شما دادم برای رسیدن به اصل خود استفاده کنید
اما همه چیز مصنوعی شد و ساختگی.
خداوند گریه کرد
زمانی که در آن وقتی که به ما داده بود تا در حضورش بنشینیم و درد دل کنیم
و فیض عشق بازی با خدا را ببریم
رفتیم و چه ناسالم سپری کردیم!
خداوند گریه کرد
زمانی که دید بر مهر مادری، بی احترامی شد.
خداوند گریه کرد
زمانی که دید 2 برادر برای هم نقشه می کشند
که چگونه فریب دهند تا به مال و اندوخته ناسالم خود بیافزایند.
خداوند گریه کرد
زمانی که به گل و پروانه، آب و خاک آنگونه که او می خواست نگاه نکردیم.
خداوند گریه کرد
زمانی که دید از عقل و پندارمان چگونه استفاده کردیم و برای آنچه خوب است یا بد است
و مفهوم آن مطلق و ثابت است، مقلد مشابهان خود شدیم و از آنچه او به ما داده بود
عقل=استدلال، استفاده نکردیم.
خداوند گریه کرد
زمانی که او را به جای اینکه در محیط ببینیم در پول و بانک و مال و ثروت می دیدیم
چرا که در نبود این ها او را صدا می کردیم و
اگر مشکلی از نبود آنها نداشتیم حتی اسمش را به لب نمی آوردیم.
خداوند چه صبری دارد!
اگر روزی از توقعات خود از ما سئوالی کند، براستی ما چه می گوییم؟
الهی به فضل و رحمتت بر ما قضاوت کن، نه به عدالت









نوع مطلب : سارا، 
برچسب ها : خداوند گریه کرد،
لینک های مرتبط : تعطیلات آخر هفته، عشق یعنی...،


شنبه 23 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سارا م
نظرات ()
جمعه 1 اردیبهشت 1396 10:40 ق.ظ
Do you mind if I quote a few of your posts as long as
I provide credit and sources back to your webpage?
My blog is in the exact same niche as yours and my visitors would definitely benefit
from a lot of the information you present here. Please let me know if this alright with you.
Thanks!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:28 ب.ظ
Nice blog here! Also your web site loads up fast! What web host are
you using? Can I get your affiliate link
to your host? I wish my site loaded up as quickly as yours lol
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.