تبلیغات
▬•♠♣♥ رویاهای من ♥♣♠•▬ - خبر بد...
 
درباره وبلاگ


رویاهای من جای دوری نیست
همین نزدیکی هاست
پشت تپه هایی از خاطره ها
آنجا که خورشیدش رنگ غروب دارد و شعله هایش دم از طلوع می زند
رویاهای من نزدیک است
آنجا که پروانه پیوند عاشقی با شمع زده است
زنبور به عروسی گل رفته است
کبوتر با باز هم می تواند باشد
رویاهای من شهری ست پر از آدمهای رنگی
خانه ی دوست را می توان در کوچه هایش دید
و در هر خانه ای بوی نان برشته می آید
رویاهای من زیباست
همه جایش خوب و قشنگ
و پنجره ای که رو به سوی شقایق دارد
رویاهای من شهر عشاق است
با یک سبد گل لاله
و هزاران حرفهای دلپسند
به رویاهای من خوش آمدی

مدیر وبلاگ : داداش محسن
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
▬•♠♣♥ رویاهای من ♥♣♠•▬
این صفحه را باز نکنید!!! چیزی در ▬•♠♣♥ رویاهای من ♥♣♠•▬ من نیست




مرد ثروتمندی که مباشر خود را برای سرکشی اوضاع فرستاده بود ، پس از مراجعه مباشر ، از او پرسید :
- از خانه چه خبر ؟
مباشر : خبر خوشی ندارم قربان ! سگ شما مرد !!!
 
- سگ بیچاره ! ولی چرا ؟؟؟ چه چیز باعث مرگ او شد ؟ 
مباشر : پرخوری قربان !
- پرخوری ؟ مگه چه غذایی به او دادید که تا این اندازه دوست داشت ؟
مباشر : گوشت اسب قربان و همین باعث مرگش شد !
- این همه گوشت اسب از کجا آوردید ؟
مباشر : همه اسبهای پدرتان مردند قربان !!!
- چه گفتی ؟ همه آنها مردند ؟
مباشر : بله قربان !!! همه آنها از کار زیادی مردند !
- برای چه این قدر کار کردند ؟
مباشر : برای اینکه آب بیاورند قربان !!!
- گفتی آب ؟ آب برای چه ؟
مباشر : برای اینکه آتش را خاموش کنند قربان !!!
- کدام آتش را ؟
مباشر : آه قربان ! خانه پدر شما سوخت و خاکستر شد !!!
- پس خانه پدرم سوخت ؟؟؟ علت آتش سوزی چه بود ؟
مباشر : فکر میکنم که شعله های شمع باعث این کار شد قربان !
- گفتی شمع ؟ کدام شمع ؟
مباشر : شمع هایی که برای تشییع جنازه مادرتان استفاده شد قربان !!!
- مادرم هم مرد ؟
مباشر : بله قربان !!! زن بیچاره پس از وقوع آن حادثه سرش را زمین گذاشت و دیگر بلند نشد قربان !!!
- کدام حادثه ؟
مباشر : حادثه مرگ پدرتان قربان !
- پدرم هم مرد ؟
مباشر : بله قربان ! مرد بیچاره همین که آن خبر را شنید زندگی را بدرود گفت !
- کدام خبر را ؟
مباشر : خبرهای بد قربان ! بانک شما ورشکست شد و اعتبار شما از بین رفت و حالا بیش از یک سنت هم در این دنیا اعتبار ندارید !





نوع مطلب : دفتر طنز، 
برچسب ها : دفتر، طنز، خنده دار، جالب،
لینک های مرتبط : تعطیلات آخر هفته، عشق یعنی...،


پنجشنبه 31 فروردین 1391 :: نویسنده : داداش محسن
نظرات ()
شنبه 2 اردیبهشت 1396 10:39 ب.ظ
Howdy! I know this is kinda off topic however ,
I'd figured I'd ask. Would you be interested in trading links or maybe
guest writing a blog post or vice-versa? My site addresses a lot of the
same topics as yours and I believe we could greatly benefit from each other.
If you're interested feel free to shoot me an email.
I look forward to hearing from you! Awesome blog by the way!
جمعه 1 اردیبهشت 1396 07:22 ق.ظ
You're so interesting! I don't believe I've
read through something like this before. So wonderful to discover someone
with some unique thoughts on this subject matter.
Really.. thanks for starting this up. This website
is one thing that is needed on the internet, someone with a bit of
originality!
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:10 ق.ظ
I do agree with all the concepts you have introduced on your post.
They're really convincing and can certainly work.

Nonetheless, the posts are too short for starters.
May you please prolong them a little from next time? Thanks for the post.
شنبه 19 فروردین 1396 12:41 ب.ظ
I couldn't resist commenting. Very well written!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.